حسن حسن زاده آملى

316

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

و گوهر جدا نموده است . و تعجّب از شيخ الرئيس است كه اتّحاد را منحصر در دو قسم اوّل نموده و متوجه به قسم سوم كه مبناى اين كلام حقيقت انتظام است نگرديده . و هم عجب از حكيم سبزوارى حاج ملّا هادى مرحوم دارم كه برهان تضايف را بر اتّحاد عاقل به معقول ناتمام دانسته است ، و هم تصوير مطلب را كما ينبغى نفرموده با اينكه برهان تضايف به تقريرى كه كرديم در نهايت قوّت و صحّت و متانت است ، و به هيچ‌وجه مورد خدشه و نظر نيست . خطابه : نفس نورى است مجرّد از مادّه ، و حىّ است به حيات معنويه چنان كه شيخ الاشراق نفس را نور اسفهبد ناميده و عقل را نور قاهر خوانده است ، و علم عقلانى هم نورى است مجرّد چنان كه در محلّ خود هم تجرّد نفس و هم تجرّد صورت معقوله و ادراك عقلى به برهان پيوسته است . خلاصه چون عاقل و معقول هردو از سنخ نور معنوى هستند وقتى كه به هم برسند امتياز و جدائى از بين آنها برود و هردو يكى شوند همچنانكه در دو نور حسّى ظاهرى اين مطلب هويدا است كه چون دو چراغ در يك مكان گذارند جسم و مادّهء چراغ تا آنجا كه بوئى از مادّه باقى است دوچيز جدا هستند و به محض اينكه از چراغ و جسم آن عبور كنيم و شعاع هردو را بنگريم محال است دوئيّت و مغايرت بين دو شعاع تصور كنيم . و اين سخنها عمق ديگرى دارد كه مجال و حال براى بيان آن باقى نيست . و بدانند كه تحقيق اين مطلب نفيس به‌طورى كه در اين مختصر بيان شد در هيچ كتابى نخواهند يافت ، و الحمد للّه على انعامه و افضاله . اتّحاد عاقل به معقول به قلم استاد ذو الفنون علّامهء شعرانى قدّس سرّه الشريف آن جناب چندين رساله در اصول عقائد حقّهء اسلامى با برهان و استدلال به پارسى تدوين فرموده است و همهء آن نسخ به خط مباركش در نزد اين حقير محفوظ